بستن تبلیغات

سما جون
تولدت مبارک دخترم

امروز خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد

و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت

فرشته آسمانی سالروز  زمینی شدنت مبارک . . .

قشنگ ترین تصویر عمرم عکس نازنینی از نخستین دیدن توست
خوش آهنگ عمرم ٫ یادگار دلنشین اولین خندیدن توست

воздушные шарикивоздушные шарики

آمدی و آسمان و زمین را برایمان بهشت کردی

تنها ستاره ی آسمان دلمون تولدت مبارک . . .

  

تو اين روز طلايی تو اومدی به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از آسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

 

[ چهارشنبه 26 مهر 1391 ] [ 12:06 ] [ باباي سما ] [موضوع : ] [ ]
موي كوتاه

سما خانم گل من از زماني كه به دنيا اومده بود تا الان كه حدود سه سال و نيمشه موهاش رو كوتاه نكرده بود و چند روز پيش به دليل اينكه سما جون بسيار گرماييه و الان هم كه يواش يواش داريم به فصل گرما نزديك ميشيم وخيلي عرق ميكنه و دائما پشت گردنش و زير گلوش رو ميخارونه و زخم ميكنه ، تصميم گرفت كه موهاش رو كوتاه كنه و اين تصميم رو خودش گرفت و مدام به مامانش ميگفت كه موهاي منو كوتاه كن، البته مامانش اول مخالف بود و ميگفت كه موي دختر بچه بايد بلند باشه ولي بعدا به دليل اينكه من و سما با اين موضوع موافق بوديم واينكار باعث رشد بهتر موهاش ميشه و از گرمازدگي جلوگيري ميكنه و دو راي به يك راي غلبه ميكنه  مجبور شد كه قبول كنه و چون خودشون آرايشگر تشريف دارن دست به كار شدن و موهاي سما خانم رو كوتاه كردند

 

                                        

وبراي ما خيلي جالب بود كه از بعد تولد سما جون تا الان كه موهاش رو كوتاه نكرده بوديم ببينيم كه اين مدل مو هم اينقدر بهش مياد و كلي قربون صدقش رفتيم،البته بعد از اون دوستاش و اقوام هم كه موهاش رو ديدن كلي تعريف كردن و گفتن به بخاطر اينكه صورتش گرده اين مدل مو هم بهش مياد و خلاصه سما خانم بعداز اينكه موهاش رو كوتاه كرد گير داد كه بايد منو ببري خونه آقاجون تا من موهام بهش نشون بدم و با هم راه افتاديم و رفتيم خونه آقاجونش و توي حياط كه بوديم به من گفت بابا چندتا عكس از من بنداز و منم دست به كار شدم و چندتا عكس ازش گرفتم و دوتا از اونارو براي يادگاري اينجا ميذارم تا بعدا كه بزگ شد بدونه اولين بار كه موهاش رو كوتاه كرده چه شكلي شده.

 

                                       

           تنها آرزويم آرامش و شاديه دل توست دخترم.

 

[ پنجشنبه 11 خرداد 1391 ] [ 17:43 ] [ باباي سما ] [موضوع : ] [ ]
تولد دختر عمه فاطمه

سلام

چند روز پيش تولد دختر عمه سما بود كه سما خانم اونو خيلي دوست داره و هميشه با هم بازي مي كنن و وقتهايي كه از همديگه دور هستن با تلفن با هم صحبت ميكنن و به دليل فاصله سني نسبتا كمي كه با هم دارن خيلي باهم دوست هستند و در اصل همبازي هم هستن و اسم ايشون فاطمه خانم هست.

خلاصه روز قبل از تولد فاطمه جون سما خانم كلي شور و شوق داشت و اصرار كه بريم و براي فاطمه كادوي تولد بگيريم و با سليقه خودش يه هديه انتخاب كرد و شب تولد فاطمه خانم بهش هديه داد.

از همينجا تولد شش سالگي فاطمه گل عزيزم رو بهش تبريك ميگم و اميدوارم كه در مراحل زندگيش موفق باشه و هميشه لبش خندون باشه.

اينم عكسهاي مربوط به تولد فاطمه جون:

                                                  اين فاطمه خانم گل

             

                                            اينم سما و دختر عمه فاطمه

      

                       اينجا هم آقا پارسا براي خودش مشغول كنجكاويه

      

                                    اينم بچه ها در حال خوشحالي كردن

  

                       اينم فاطمه در حال فوت كردن شمع البته با همكاري سما

   

       

              اينم هديه سما به فاطمه خانم و بقيه هدايا در دستان فاطمه

                   و اين هم عكس تكي سما خانم در جايگاه فاطمه جون

     

                باز هم تولدت مبارك فاطمه جون.

 

[ دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 ] [ 13:54 ] [ باباي سما ] [موضوع : ] [ ]
بيرون روي

سلام

اول از همه بايد بگم كه منظور من از عنوان اين مطلبي كه نوشتم اوني نيست كه احتمالا توي ذهن بعضيها نقش بسته،چون اگه منظورم اون مطلب بود اولش يه گلاب به روتون ميگفتمنیشخند اگه صبر كنيد الان منظورم رو قشنگ براتون بيان مي كنم:

جونم براتون بگه كه اين روزها با طولاني شدن زمان روز ، سما خانم ما ديگه توي خونه حوصلش سر ميره ونزديكهاي بعد ازظهر كه ميشه ديگه بهونه مي گيره،يا مي خواد بره توي حياط با دوستاش بازي كنه يا اينكه ميگه منو ببرين پارك،خلاصه ديگه هر روز كار ما همين شده كه بايد خانم رو ببريم پارك و دو سه ساعت بازي كنه و بعد هم هممون مثل لشكر شكست خورده از فرط خستگي بيايم و بيوفتيم توي خونه،

                        

امروز هم كه سما خانم رو طبق روز هاي گذشته برديم پارك بعد از كمي بازي عمه سمانه سما خانم همراه پارسا كوچولو وعمو مسعود رو توي پارك ديديم،بعد از كمي بازي عمه خانم حوس رفتن به سينما چهار بعدي كردن و البته به خاطر اينكه احتمال داشت پارسا كوچولو  وحشت زده بشه عمو مسعود از خودش فداكاري نشون داد وآقا پارسا رو بيرون از سينما نگه داشت، سما خانم هم زماني كه توي صف بوديم ترديد داشت كه با ما بياد يا بيرون پيش عمو مسعود بايسته،ولي در دقيقه نود تصميم گرفت كه با ما بياد داخل،ولي ازاونجايي كه ما يه تجربه ناكام از سينما چهاربعدي قبلي داشتيم تصميم گرفتيم كه سما خانم رو آماده كنيم تا يه كم ترسش بريزه ،خلاصه با كلي شوخي و عكس گرفتن آمادش كرديم ،

     

                                           سما خانم قبل از شروع فيلم

        

ولي چشمتون روز بد نبينه با تاريك شدن سينما و شروع اولين صحنه فيلم خانم زد زير گريه و مجبور شدم كه از سينما ببرمش بيرون و تحويل عمو مسعود بدمش،ولي جاتون خالي خودمون تا آخرش نشستيم و كلي هم از ديدن فيلم لذت برديم،انشالله خدا قسمتتون كنه خيلي حال ميده،البته اونايي كه مشرف شدن ميدونن بنده چي ميگم.

خلاصه به اسم بچه ها ما هم كلي كيف كرديم، جاتون خالي.

[ چهارشنبه 13 ارديبهشت 1391 ] [ 0:09 ] [ باباي سما ] [موضوع : ] [ ]
دوباره بهار آمد

بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک
شاخه‌هاي شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبي و ابر سفيد
برگ‌هاي سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک مي‌رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار

دخترم سلام

سال 90 با تمام خوبيها و بديهاش كوله بار خودش رو جمع كرد و رفت و زمين دوباره بستر سبزش رو براي آرامش و لذت بردن تو پهن كرد و حالا نوبت توست كه با لطافت كودكي خودت تو باغ بهار چرخ بزني و از زيباييهاش لذت ببري و تا مي توني بخندي و من آرامش بگيرم از صداي قهقهه مستانه تو.


امسال با توجه به مشغله كاري كه من و مامانت قبل از شروع سال داشتيم و خستگي ناشي از يك سال كاري  ولي شما خيلي با انرژي خودت رو براي سال جديد آماده كرده بودي و از مامانت مي خواستي كه ميز هفت سين رو با سليقه شما بچينه و خودت هم توي چيدن اون كمك كردي و كلي هم ذوق مي كردي و بعد از تموم شدن چيدمان اون چندتا عكس با فيگورهاي مختلف كنار ميز گرفتی.  

    

                   

عکسها و مطالب بیشتر رو توی ادامه مطلب گذاشتم،تشریف بیارین.




 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 4 ارديبهشت 1391 ] [ 18:33 ] [ باباي سما ] [موضوع : ] [ ]
Myspace Backgrounds